قهرمان ميرزا عين السلطنه
1638
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
يادداشت چهل سال بعد در اواخر 1327 براى نظم و نسق الموت كه بعد از اعلان مشروطيت به كلى برهم خورده بود آنجا رفتم ، اين مسافرت كه اول بنا بود مختصر باشد دوازده سال طول كشيد . زن گرفتم ، صاحب پسر شدم كه تا آنوقت نداشتم . بالاخره پس از واقعات زياد و دو سال توقف قزوين ( جنگ بين المللى ) كه ساعد الدوله پسر ولى خان سپهسالار مرا غارت كرد مجددا آنجا رفتم . چند ماه توقف [ كردم ] سپس در 1340 اول كودتا طهران آمدم . چه بسا واقعات كه در اين مدت روىداد . چه تغييرات كه در عالم و ايران رخ نمود كه كتابها در وصف اين وقايع بايد نوشت كه البته نوشتهاند . فعلا پير شده در طهران اقامت دارم . شرح اقامت الموت و جنگ بين المللى و واقعاتى كه برايم روىداد در چهارده جلد نوشتهام كه تمام به غارت رفت و حسن اتفاق تا مجلد آخر پيدا شد و به دستم افتاد . همه محفوظا نگاه داشته شده . طالبين ميل داشته باشند خصوصا پسرها از آنها كسب اطلاع كنند و عبرت از روزگار ناهنجار بگيرند . قهرمان ميرزا سالور عين السلطنه قاجار - اردىبهشت 1324 ، ربيع الثانى 1364 . * * * با همه كوششها الموتى بر ما غلبه كرد . روزگار و ديكداترى « 1 » همراهى نمود در 1315 شمسى به خود رعايا به ثمن بخس هجده هزار تومان به مدت پنج سال انتقال داده شد و از اين دردسر و كشمكش خلاص شديم . اينهم بعد از فوت پدر بود و الّا او به فروش راضى نمىشد . قهرمان سالور پشه چو پر شد بزند پيل را * با همه تندى و صلابت كه اوست مورچگان را چو بود اتفاق * شير ژيان را بدرانند پوست يد الله مع الجماعه - خصوصا در عهدى مثل عهد پهلوى كه احدى داراى جان و مال نبود . با تغيير سلطنت ما چطور مىتوانستيم ملكى مثل الموت را نگاه داريم ، در حالى كه تمام معاملات آنجا ، رودبار ، طالقان ، ساوجبلاغ را متوقف نموده بودند كه خريدارى كنند . منتهى عمرش وفا نكرد . ق . سالور
--> ( 1 ) - ( - ديكتاتورى )